و ما «ماکان» را رها نمیکنیم. برای ما «ماکان» به معنای «آنچه بوده است» یا «نیست» نیست، او همهی هستی ما و همهی بود و نبود ما و «هستیبخش» ما خواهد بود از این پس، به حق جاودانگیاش و به حق معصومیتش که با شهادتی پاک و به دست شقیترین افراد زمانه از این خاک پرکشید جوان آنلاین: و ما «ماکان» را رها نمیکنیم. برای ما «ماکان» به معنای «آنچه بوده است» یا «نیست» نیست، او همهی هستی ما و همهی بود و نبود ما و «هستیبخش» ما خواهد بود از این پس، به حق جاودانگیاش و به حق معصومیتش که با شهادتی پاک و به دست شقیترین افراد زمانه از این خاک پرکشید.
از «ماکان» از این بچهی مامان و بچهی بابا حتی یک لالهی گوش نمانده است. «ماکان» با موشک تاماهاک قویترین ارتش دنیا و با درخواست کمک وطنفروشان از رئیسجمهور بچهکش امریکا «نیست» شد؛ نیستی که از هر «هست» فزونتر گشت و حالا «هستی» ما در «وجود ماکان» است! مادرش میگوید در حین جستوجوی پیکرها گفتم «کاش مجبور نباشم پیکر او را زیر خاک بگذارم» و خدا صدایش را شنید! «ماکان» را با خود به عرش برد. به آن بالا بالاها. حالا «هستی» ما در گرفتن حق «ماکان» است.
«ماکان»، اما در معنا و در تاریخ ایرانیان بازیهای روزگار زیادی داشته است. در لغت عربی «ماکان» یعنی «آنچه بوده است». دهخدا نوشته است: «ماکان و مایکون؛ آنچه بود و آنچه خواهد بود: خدا عالم بماکان و مایکون است».
در چهارمقالهی نظامی عروضی وقتی «ماکان» را که جنگجویی دلیر بوده است، میکشند، کشندهاش برای امیر نوحبن منصور سامانی خوشذوقی میکند و مینویسد: «اما ماکان فصار کاسمه و السلام»! (پس ماکان مانند اسمش [نیست]شد!). نظامی میگوید: ازین «ما» مای نفی خواست و از «کان» فعل ماضی تا پارسی چنان بود که «ماکان»، چون نام خویش شد یعنی «نیست» شد.
حالا جهان خبیث و خبیثترین ایرانیان بیوطن پشت جنایتکارترین آدمها درآمدند تا «ماکان» ما را «نیست» کنند و عجیب آنکه به چشم خود میبینند که «ماکان» در دلهای ما تازه روییدن گرفته است و هر یک از ما «ماکان» ایرانیم و «ماکان» وطنیم و ما کوچک و بزرگ همگی فرزندان پدر و مادر «ماکان»ایم؛ و اگر هیچ از دشمنانمان به چنگ نیاوریم و هیچ انتقامی نگیریم و هیچ غرامتی نستانیم، تا حق «ماکان» را نگیریم، حتی با گذشت نسلها، به کنج عافیت نمیرویم و در میدان میمانیم.